نویسنده = فرحناز خرم ابادی
تعداد مقالات: 4
رفتارشناسی خرده نواحی اقلیمی در ایران مرکزی با استفاده از روش تحلیل عاملی

رفتارشناسی خرده نواحی اقلیمی در ایران مرکزی با استفاده از روش تحلیل عاملی

دوره 3، شماره 5، مرداد 1403

علی محمد خورشید دوست، سعید جهانبخش، فرحناز خرم ابادی

چکیده پهنه‌بندی خرده نواحی اقلیمی و شناخت مهم‌ترین عوامل و عناصر تأثیرگذار بر هر ناحیه، یکی از راه‌های شناخت خرده نواحی اقلیمی است. برای دریافت شناخت صحیح و جامع از خرده نواحی اقلیمی ایران مرکزی، پهنه‌بندی اقلیمی با روش‌های نوین آماری مانند تحلیل عاملی و خوشه‌بندی انجام شد. به این منظور، تعداد 15 متغیر اقلیمی از 15 ایستگاه سینوپتیک ایران مرکزی انتخاب گردید. نتایج بررسی با روش تحلیل عاملی نشان داد: که اقلیم منطقه مورد مطالعه متأثر از چهار عامل است که این عوامل به ترتیب اهمیت عبارت‌اند از: بارش، دما، رطوبت و توفان تندری. در بین کلیه عوامل اقلیمی استخراجی، عامل بارشی با تبیین 081/35 درصد واریانس کل داده‌ها، مهم‌ترین نقش را در تعیین خرده نواحی اقلیمی منطقه داشته است. در کل این چهار عامل حدود 207/86 درصد رفتار اقلیمی را در منطقه ایران مرکزی توجیه نموده‌اند. نتایج حاصله از تحلیل خوشه‌ای، روی چهار عوامل اقلیمی وجود چهار خرده نواحی اقلیمی را در منطقه موردمطالعه نشان داد.

ارزیابی دقت داده‌های CSIRO و مدل LARS-WG در شبیه سازی متغیرهای اقلیمی استان آذربایجان شرقی

ارزیابی دقت داده‌های CSIRO و مدل LARS-WG در شبیه سازی متغیرهای اقلیمی استان آذربایجان شرقی

دوره 1، شماره 2، مهر 1401، صفحه 139-163

علی پناهی، فرحناز خرم ابادی

چکیده افزایش گازهای گلخانه‌ای و به‌تبع آن گرمایش جهانی ازجمله معضلاتی است که منجر به ایجاد پدیده تغییر اقلیم می‌گردد؛ که به‌طور مستقیم بر عوامل مختلف مرتبط با زندگی بشر تأثیرگذار است بنابراین در تحقیق حاضر از داده‌های گزارش پنجم مدل CSIRO تحت سه سناریو RCP8.5، RCP4.5 و RCP2.6 برای دوره آتی 2020-2100 و همچنین از دو روش ریزمقیاس نمایی LARS-WG و روش دلتا برای شبیه‌سازی بارش، دمای حداقل و حداکثر در استان آذربایجان شرقی استفاده شد.
در ارزیابی مدل LARS-WG به بررسی میزان خطای داده‌های واسنجی شبیه‌سازی با استفاده از معیار عملکرد MSE، RMSE و MAE و نیز ضریب تعیین و همبستگی پرداخته شد. نتایج حاصل نشان داد که مدل با دقت بالایی قادر به پیش‌بینی پارامترهای دمای حداکثر و حداقل هست اما در شبیه‌سازی بارش نسبت به سایر متغیرهای مورد نظر دقت کمتری را نشان می‌دهد. همچنین درروش دلتا، دمای حداکثر و حداقل برای تمامی فصول دارای روند افزایشی مشاهده می­شود، در حالی در مدل LARS-WG دارای روند کاهشی در دوره آتی (2020-2100) برای تمام سناریوها داشته است. در حالت کلی اختلاف روش‌های عامل تغییر و مدل LARS-WG برای مقادیر دمای حداکثر و حداقل در دوره آتی بسته به نوع سناریو انتشار به ترتیب بین 89/3، 53/6، 17/7 و 84/2 درجه سانتی‌گراد حاصل گردید. میزان بارش در اکثر فصول تحت سناریوهای انتشار نسبت به مدل LARS-WG روند کاهشی داشته است.

واکاوی فضایی خرده نواحی اقلیمی در ایران مرکزی با استفاده از تکنیک‌های آماری

واکاوی فضایی خرده نواحی اقلیمی در ایران مرکزی با استفاده از تکنیک‌های آماری

دوره 1، شماره 1، خرداد 1401، صفحه 39-59

علی محمد خورشید دوست، سعید جهان بخش اصل، خلیل ولیزاده کامران، فرحناز خرم ابادی

چکیده عوارض توپوگرافی و پو­شش­های متنوع سطوح طبیعی از مهم­ترین عوامل تاثیر­گذار بر اقلیم و نوع اقلیمی در هر پهنه­ی جغرافیایی است. از سوی دیگر، شرایط اقلیمی هرمحل در پراکندگی انسان، حیوان و گیاه نقش مهمی را ایفا می­کند لذا هرگونه فعالیت یا برنامه­ریزی در زمینه­های مختلف اقتصادی، کشاورزی، صنعتی و.. در سطح بدون شناخت ویژگی­های اقلیمی امکان پذیر نمی­باشد. با توجه به پهناوری ایران مرکزی، تنوع آب­وهوایی زیادی در این ایران­مرکزی وجود دارد. در این پژوهش، برای شناسایی خرده نواحی آب وهوایی این منطقه، از روش­های آماری تحلیل عاملی و تحلیل خوشه­ای با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده شده است. بدین منظور 5 متغیر آب­وهوایی از7 ایستگاه هواشناسی ایران مرکزی در یک دوره آماری 30 ساله  (1987-2016) انتخاب شده است. متناسب با فاصله­های ایستگاه­ها و تغییرات مکانی متغیرهای انتخابی، شبکه­ای به ابعاد 15×15 کیلومتر بر روی ایران مرکزی گسترانده شد. با استفاده از روش کریجینگ مقادیر 5 متغیر برآورد گردید. به منظور کاهش ابعاد ماتریس داده­ها از روش تحلیل عاملی با چرخش واریماکس (عمودی) و از روش تحلیل خوشه­ای پایگانی به طریق وارد جهت تعیین خرده نواحی آب­وهوایی استفاده شد و نقشه­های مربوط با استفاده از GIS ترسیم گردید. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که خرده­نواحی آب­وهوای ایران مرکزی ساخته چهار عامل به ترتیب رطوبت، ساعات آفتابی، بارش و ابرناکی است که 75/0 درصد واریانس متغیرهای اولیه را تشکیل می­دهد. بارزترین ویژگی اصلی در تقسیم­بندی خرده­نواحی آب­وهوایی ایران مرکزی  به ترتیب اهمیت بارش، رطوبت ، ابرناکی و ساعات آفتابی است. با استفاده از تحلیل خوشه­ای که بر روی متغیرهای مورد نظر که بر روی چهار عامل انجام شد و براساس امتیازات عاملی، وجود چهار خرده نواحی آ­ب­وهوایی در ایران مرکزی مشخص می­شود.

رفتارشناسی نیازهای درجه‌روز گرمایشی در ناحیه‌ی خراسان بزرگ

رفتارشناسی نیازهای درجه‌روز گرمایشی در ناحیه‌ی خراسان بزرگ

دوره 1، شماره 1، خرداد 1401، صفحه 150-171

فرحناز خرم ابادی، سید محمد حسینی، عبدالرضا کاشکی

چکیده امروزه افزایش میزان مصرف انرژی جهت گرمایش و سرمایش نه تنها تولیدکننده گاز­های گلخانه­ای است، بلکه تحت تأثیر تغییرات آب­وهوایی و گرمایش جهانی نیز می­باشد. در این پژوهش به واکاوی نیازهای درجه­روز گرمایشی با آستانه دمایی 18 درجه سانتیگراد پرداخته شد. داده­های مورد استفاده شامل دمای کمینه و بیشینه 16 ایستگاه­ همدید ناحیه­ی خراسان بزرگ در بازه زمانی 26 ساله(1990-2015) می­باشد که از سازمان هواشناسی کشور برداشت شده است. ابتدا پایگاه داده­ها در نرم­افزار متلب با آرایه­ی S و ابعاد(26*9496) تشکیل گردید که در آن سطرها، زمان(روز) و ستون­ها، مکان(ایستگاه­ها) هستند. از مدل رگرسیون گام به گام برای ارتباط­سنجی و از آزمون ناپارامتری من-کندال در سطح اطمینان 95 درصد برای واکاوی تغییرات زمانی درجه­روز گرمایشی استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از این است که نیاز­های درجه­روز گرمایشی کمترین ارتباط را با طول­جغرافیایی و بالاترین همبستگی مستقیم معنادار را با عرض­جغرافیایی و ارتفاع دارد. به طوری که به ازای هر 1 درجه افزایش عرض­جغرافیایی و هر 100 متر ارتفاع، نیازهای درجه­روز نیز افزوده می­شود و برعکس. به دیگر سخن، مرزبندی پهنه­های گرمایشی تغییر کرده است و بیشترین نیاز گرمایشی منطبق و محدود به ارتفاعات و مناطق کوهستانی نیمه شمالی خراسان و کمترین میزان در مناطق پست و کم ارتفاع مرکزی و جنوبی ناحیه می­شود. همچنین روند درجه­روز گرمایشی در دوره­ی سرد سال و به ویژه در ماه­های اکتبر، فوریه، مارس کاهش معناداری یافته است. این نتایج گویای گرم­تر شدن هوا نسبت به میانگین دما در مناطق سردسیر و شمال­شرق خراسان بزرگ و به تبع آن استفاده بیشتر از وسایل سرمازا است که مصرف انرژی بیشتر جهت خنک­سازی محیط و آسایش اقلیمی انسان را می­طلبد.