دوره و شماره: دوره 4، شماره 7، مرداد 1404 
تعداد مقالات: 12
فضامندی خشک شدن دریاچه ارومیه و استراتژی های عبور از بحران

فضامندی خشک شدن دریاچه ارومیه و استراتژی های عبور از بحران

صفحه 1-31

https://doi.org/10.30740/cccd.2025.730125

آکبر سلطانزاده، عیس ی پیری، حسین حمدی

چکیده خشک شدن دریاچه ارومیه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی ایران، پیامدهای گسترده‌ای بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و مدیریتی مناطق پیرامونی بر جای گذاشته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی، پیامدهای فضایی خشک شدن دریاچه ارومیه و راهبردهای احیای آن را بررسی کرده است. داده‌های پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و پیمایشی گردآوری شد و جامعه آماری شامل ۶۰ نفر از متخصصان و مدیران اجرایی بود که با روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از رویکرد اثرات متقابل ساختاری در نرم‌افزار MicMacو رویکرد اثرات متقابل تعاملی در نرم‌افزار Scenario Wizard انجام گرفت. نتایج نشان داد که کاهش منابع آب و خاک، افت تولید، درآمد و فرصت‌های سرمایه‌گذاری، افزایش بیکاری، رکود بازار مسکن، شکل‌گیری تنش‌های قومی ناشی از جابه‌جایی جمعیت(اسکان اقوام مهاجر کرد در منطقه آذربایجان)، تشدید شکاف‌های اجتماعی و سیاسی، بروز چالش‌های مدیریت کالبدی–فضایی، کاهش گردشگری و تضعیف انسجام و توسعه منطقه‌ای و ملی از مهم‌ترین پیامدهای خشک شدن دریاچه ارومیه هستند. همچنین، اصلاح قوانین و مقررات، توقف سدسازی، اجرای طرح‌های آبخیزداری، تثبیت کانون‌های گردوغبار، اصلاح الگوی کشت و ارتقای آگاهی عمومی به‌عنوان مهم‌ترین راهبردهای احیای دریاچه شناسایی شدند.

تبیین سناریوهای فراروی بازتاب مناسبات هیدروپلیتیک در مقیاس فروملی بر امنیت آب نمونه پژوهشی: حوضه تنگ شول

تبیین سناریوهای فراروی بازتاب مناسبات هیدروپلیتیک در مقیاس فروملی بر امنیت آب نمونه پژوهشی: حوضه تنگ شول

صفحه 32-53

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2064154.1072

مراد کاویانی راد، سیاوش راستی شولی، زکیه آفتابی

چکیده : امنیت آب؛ به عنوان یک چالش مهم و فزاینده در سیاست‌گذاری شناخته شده است. عوامل متعددی بر امنیت آب تاثیرگذار هستند که مناسبات هیدروپلیتیک واحدهای سیاسی- فضایی در قالب طیفی از همکاری تا درگیری، در صدر این عوامل قرار دارند. پژوهش کاربردی حاضر با هدف تبیین سناریوهای فراروی مناسبات هیدروپلیتیک برامنیت آب در حوضه تنگ شول نگارش یافته است. روش انجام پژوهش؛ توصیفی – تحلیلی با تکیه بر داده‌های کتابخانه‌ای و میدانی(پرسشنامه) است. تحلیل داده‌های پژوهش با نرم‌افزارهای Micmac و Scenario Wizard صورت گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان داد؛ هفت متغیرِ وضعیت توزیع آب بین روستاهای حوضه، میزان سرمایه گذاری در زیرساخت‌های انتقال آب، توسعه اقتصادی حوضه، مدیریت منابع آب در مقیاس فروملی، میزان وابستگی به آب مناطق دیگر، میزان اجرای قوانین و مقررات موثر بر سهم آب و میزان فقر منطقه به عنوان متغیرهای کلیدی انتخاب شدند. در چارچوب تحلیل متغیرهای کلیدی و حالات حاکم بر آن‌ها، محتمل‌ترین سناریوها درباره‌ی تاثیر مناسبات هیدروپلیتیک در مقیاس فروملی بر امنیت آب در حوضه آبریز تنگ شول، در پنج وضعیت «مطلوب»، «نیمه مطلوب»، «ایستا»، «درآستانه بحران» و «بحرانی» قابل ترسیم است که وضعیت کنونی، به سمت وضعیت بحرانی تمایل دارد؛ این امر بر ضرورت بازنگری در نظام حکمرانی آب تاکید می‌کند.

فرگشت توزیع فراوانی دمای بیشینه ایران در چهار دهه گذشته

فرگشت توزیع فراوانی دمای بیشینه ایران در چهار دهه گذشته

صفحه 54-74

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2082119.1097

سیدابوالفضل مسعودیان

چکیده دگرگونی ویژگی نهادین اقلیم است. در گذر زمان تغییر توزیع فراوانی دما در یک محل می­تواند به جایی برسد که آن محل اقلیم پیشین خود را ترک گفته و گونه تازه­ای از اقلیم را بپذیرد. در این صورت فرگشت توزیع فراوانی دما می­تواند نماینده بسیار شایسته­ای برای تغییر اقلیم باشد. در قلمروهای اقلیمی گرم و خشکی مانند ایران که از پیش منابع آب بسیار کمیاب است فرگشت توزیع فراوانی دما می­تواند پیامدهای بزرگی برای نیازهای آبی و انرژی داشته باشد. شناخت تفصیلی تغییراتی که در فراوانی دماهای مختلف نقاط مختلف ایران در گذر زمان رخ داده، هدف این پژوهش بوده است. برای دستیابی به این هدف داده­های بازکاوی دمای بیشینه روزانه ERA5 برای 44 سال به روش تجزیه مقادیر تکین ارزیابی شد. این بررسی نشان داد بر روی بخش­های گرم­تر ایران فراوانی دماهای زیر 20 درجه سلسیوس و بر روی بخش­های سردتر فراوانی دماهای زیر 10 درجه سلسیوس کاهش یافته است. در برابر این کاهش، بر روی بخش­های گرم­تر ایران فراوانی دماهای بالای 40 درجه سلسیوس و بر روی بخش­های سردتر فراوانی دماهای بالای 30 درجه سلسیوس افزایش یافته است.

تحلیل سری های زمانی تغییرات دما و رطوبت نسبی در ایستگاه‌های منتخب ایران

تحلیل سری های زمانی تغییرات دما و رطوبت نسبی در ایستگاه‌های منتخب ایران

صفحه 75-102

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2078059.1089

درنا غفاری، علی محمد خورشیددوست، هاشم رستم زاده، محمد دارند

چکیده ایران به عنوان یکی از کانون‌های اصلی تغییر اقلیم، پاسخ‌های هیدروکلیماتیک پیچیده و ناهمگنی را به گرمایش جهانی نشان می‌دهد. این پژوهش با هدف تحلیل دینامیک زمانی دما و رطوبت نسبی، داده‌های ماهانه پنج ایستگاه سینوپتیک معرف (اهواز، بندرانزلی، تبریز، زاهدان و یزد) را در دوره ۳۸ ساله ۱۹۸۶-۲۰۲۳ بررسی کرد. برای مدل‌سازی رفتار سری‌های زمانی، از چارچوب مقایسه‌ای شامل مدل‌های میانگین متحرک (MA)، خودهمبسته یکپارچه میانگین متحرک (ARIMA) و هموارسازی نمایی هالت-وینترز (Holt-Winters) استفاده شد. پیش از مدل‌سازی، ساختار توزیع داده‌ها از طریق آزمون اندرسون-دارلینگ و تحلیل گرافیکی احتمال ارزیابی گردید. نتایج حاکی از روند گرمایشی پایدار و معنادار در تمامی ایستگاه‌ها بود که همگرایی پاسخ حرارتی در مقیاس کشوری را تأیید می‌کند، در حالی که رطوبت نسبی واگرایی عمیقی را نشان داد. مهم‌ترین یافته، شناسایی شواهد قدرتمند تغییر رژیم اقلیمی در تبریز بود؛ در این ایستگاه، توزیع فراوانی دوقله‌ای (Bimodal) رطوبت، یک گذار ناگهانی به حالت اقلیمی پایدار و خشک‌تر را نشان می‌دهد. ارزیابی مدل‌ها نیز برتری مطلق رویکرد هالت-وینترز را به دلیل قابلیت انطباق با روند و مؤلفه‌های فصلی اثبات کرد و نشان داد راهبردهای سازگاری منطقه‌ای باید بر درک پاسخ‌های غیرخطی و ناهمگن استوار باشند.

تحلیل فضایی ارتباط شاخص‌های پوشش گیاهی و آب با دمای هوا در حوضه آبریز بختگان–مهارلو

تحلیل فضایی ارتباط شاخص‌های پوشش گیاهی و آب با دمای هوا در حوضه آبریز بختگان–مهارلو

صفحه 103-160

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2082703.1100

مریم نصیری، عبداله فرجی، سید حسین میر موسوی، کوهزاد رئیس پور

چکیده این پژوهش با هدف کمی‌سازی تأثیر تغییرات پارامترهای بیوفیزیکی بر دینامیک‌های حرارتی منطقه‌ای در ماه مارس در حوضه آبریز بختگان-مهارلو طی بازه زمانی 1991 تا 2020 انجام شد. برای نیل به این هدف، داده‌های ماهواره‌ای لندست 5 و 8 از طریق سامانه گوگل ارث انجین پردازش گردید تا شاخص‌های مورد نظر استخراج شوند. متعاقباً، تحلیل همبستگی پیرسون و مدل‌سازی رگرسیون چندمتغیره برای تبیین ارتباط بین متغیرهای بیوفیزیکی و ویژگی‌های دمایی اعمال شد. همچنین، تحلیل لکه‌های داغ به‌منظور شناسایی خوشه‌های حرارتی با مقادیر بالای دمای سطح زمین به کار گرفته شد. یافته‌ها نشان داد که کاهش شدید و معناداری در شاخص NDWI در سطح دریاچه‌های بختگان و مهارلو مشاهده شده است، که با کاهش NDVI در نواحی پیرامونی همراه بوده است. این دگرگونی‌های سطح زمین منجر به گسترش طبقات دمایی گرم (از 40-30 درجه به 50-40 درجه سانتی‌گراد) در بخش‌های جنوبی و مرکزی حوضه گردید که تأکیدی بر روند افزایشی در تمام پارامترهای دمایی مورد بررسی است. نتایج تحلیل فضایی نشان داد که خوشه‌های حرارتی با شدت بالا عمدتاً در مناطق جنوبی و جنوب شرقی حوضه متمرکز شده‌اند؛ این تمرکز مکانی به طور مستقیم با مناطق دارای بالاترین LST، کمترین منابع آبی و بیشترین فرسایش پوشش گیاهی همبستگی دارد.

بررسی همبستگی فضایی و زمانی تأثیر الگوهای دورپیوندی بر تغییرات دما و بارش غرب و شمال‌غرب ایران: دوره‌ی 1987-2022

بررسی همبستگی فضایی و زمانی تأثیر الگوهای دورپیوندی بر تغییرات دما و بارش غرب و شمال‌غرب ایران: دوره‌ی 1987-2022

صفحه 161-197

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2082174.1098

احسان سوره، بهاره باتمانی، مسعود جلالی، احمد صفری

چکیده تبیین برهم‌کنش‌های دینامیکی میان الگوهای گردش جوی کلان‌مقیاس و تغییرپذیری هیدروکلیماتیک در مناطق کوهستانی و نیمه‌خشک، پیش‌شرط مدیریت ریسک محیطی است. این پژوهش با هدف واکاوی همبستگی شاخص‌های نوسان اطلس شمالی (NAO)، نوسان قطبی (AO) و شاخص چندمتغیره انسو (MEI) با دما و بارش در غرب و شمال‌غرب ایران (۱۹۸۷ تا ۲۰۲۲) انجام شد. داده‌های ۲۰ ایستگاه سینوپتیک با آزمون پیرسون، تحلیل همبستگی کانونی و مدل‌سازی IDW پردازش گردید. نتایج پیرسون نشان داد بیشترین همبستگی مثبت دما با MEI (21/0) و بیشترین همبستگی منفی بارش با NAO (19/0-) بوده است. اگرچه همبستگی‌های خطی ضعیف (غالباً کمتر از 20/0) بودند، تحلیل کانونی پاسخ اقلیمی معنادار و غیرخطی را آشکار ساخت. بیشترین ضریب همبستگی کانونی در اردبیل (۲۶۶/0)، مهاباد (۲۳۲/0) و خوی (۲۳۱/0) ثبت شد. بارش با بار کانونی ۷۸/۰- بیشترین تأثیرپذیری را از NAO (به‌ویژه در سراب و ماکو) و دما با بار کانونی ۶۴/۰ عمدتاً تحت کنترل MEI (به‌ویژه در سنندج) داشت. بارهای منفی در سردشت و جلفا، سازوکاری متمایز نشان داد. تأثیر دورپیوندی‌ها در غرب ایران تابعی از هم‌افزایی با توپوگرافی زاگرس بوده و گرادیان فضایی شمال (تحت سلطهNAO/AO ) به جنوب (تحت سلطهMEI ) ایجاد کرده است.

آشکارسازی سیگنال‌های گرمایش نامتقارن و تشدید بارش‌های حدی در ایستگاه سینوپتیک سردشت طی دوره ۲۰۲۵-۱۹۸۶

آشکارسازی سیگنال‌های گرمایش نامتقارن و تشدید بارش‌های حدی در ایستگاه سینوپتیک سردشت طی دوره ۲۰۲۵-۱۹۸۶

صفحه 198-232

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2082548.1099

احسان سوره، بهاره باتمانی، مجید رضایی بنفشه درق

چکیده تغییر در الگوهای حدی اقلیمی، به عنوان بارزترین پیامد گرمایش جهانی، چالش‌های جدی هیدرولوژیک و اکولوژیک در اکوسیستم‌های کوهستانی ایجاد کرده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی روند شاخص‌های حدی اقلیمی در ایستگاه سینوپتیک سردشت، به بررسی ریزمقیاس روندهای زمانی ۱۰ شاخص حدی دما و بارش (ETCCDI) طی دوره ۴۰ ساله (۲۰۲۵-۱۹۸۶) پرداخته است. پس از کنترل کیفی داده‌های روزانه، از آزمون من-کندال و برآوردگر شیب سن استفاده شد. یافته‌ها نشان‌دهنده دگردیسی ساختاری در رژیم اقلیمی منطقه است؛ به طوری که سیگنال گرمایش در تمامی شاخص‌های دمایی با قطعیت آماری (۹۵ تا 9/99 درصد) دیده می‌شود. شاخص تداوم امواج گرمایی با شیب 115/3+ روز در سال و شاخص شب‌های گرمسیری با نرخ 081/1+ روز در سال افزایش یافته‌اند که بیانگر تشدید استرس حرارتی و اختلال در خنک‌سازی شبانه است. در مقابل، روزهای یخبندان و یخی به ترتیب با نرخ 259/1- و 059/1- روز در سال کاهش یافته‌اند. در بخش بارش، افزایش شاخص شدت بارش با شیب 062/0+ میلی‌متر در روز نشان‌دهنده تغییر ماهیت بارش به رگبارهای شدید است. در مجموع، اقلیم سردشت به سوی مخاطرات حدی مرکب (سیل و امواج گرمایی) در حال گذار است.

تشخیص شکست‌های ساختاری و روندهای غیرخطی در دما و بارش استان کرمانشاه

تشخیص شکست‌های ساختاری و روندهای غیرخطی در دما و بارش استان کرمانشاه

صفحه 233-273

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2084781.1101

منوچهر فرج زاده، فریان محمدی نژاد

چکیده ت
تحلیل تغییرات اقلیمی در نواحی نیمه‌خشک نیازمند آشکارسازی رفتارهای غیرخطی و شکست‌های ساختاری است. این پژوهش با هدف تشخیص هم‌زمان روندهای یکنواخت و تغییر رژیم‌های آماری دما و بارش در استان کرمانشاه انجام شد. داده‌های متوسط سالانه دما و بارش ۱۲ ایستگاه سینوپتیک در بازه 1368-1397 استخراج شد. ابتدا روندهای یکنواخت با آزمون من–کندال و تخمین‌گر شیب سن برآورد گردید. سپس برای بررسی نامتقارن بودن روند و زیرروندها، از تحلیل روند نوآورانه (ITA) استفاده شد. در گام مکمل، برای شناسایی شکست‌های ساختاری، آزمون‌های Pettitt و SNHT به‌کار رفتند و سال شکست مبنا برای تفکیک دوره‌های قبل/بعد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد دمای سالانه در همه ایستگاه‌ها افزایش یافته و شکست ساختاری معنی‌دار در اواخر دهه ۱۳۷۰ و میانه دهه ۱۳۸۰ رخ داده است؛ به‌ویژه ایستگاه‌های قصرشیرین و سنقر هم‌زمانی و معنی‌داری بالاتری در شکست دما نشان دادند. در مقابل، بارش رفتاری پراکنده‌تر‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و مکان‌وابسته‌تر دارد و تنها در گیلان‌غرب شکست معنی‌دار در هر دو آزمون مشاهده شد که با جهش میانگین بارش پس از شکست همراه است. تحلیل قبل/بعد نشان داد افزایش دما پس از نقاط شکست در اکثر ایستگاه‌ها مشهود است، در حالی که تغییرات بارش از نظر علامت و شدت ناهمگن است.

تغییرات فراوانی رخداد روزهای خشک در ایران

تغییرات فراوانی رخداد روزهای خشک در ایران

صفحه 274-302

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2080909.1094

علیرضا کربلایی درئی، سعیده اشرفی

چکیده این پژوهش به بررسی تغییرات فضایی-زمانی فراوانی روزهای خشک و طولانی‌ترین تداوم آن‌ها (بارش کمتر از یک میلی‌متر) در ایران طی دوره ۱۹۷۰–۲۰۲۱ با داده‌های روزانه ۴۱۱ ایستگاه همدیدی می‌پردازد. از روش کریجینگ برای درون‌یابی فضایی، آزمون من–کندال برای تحلیل روند و روش الکساندرسون برای شناسایی نقطه شکست استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهند میانگین فراوانی سالانه روزهای خشک در کشور ۳۲۸ روز است؛ کمینه (۲۴۷ روز) در جنوب‌غربی دریای خزر و بیشینه (۳۵۵ روز) در غرب سیستان و بلوچستان رخ داد. ۶۲.۶ درصد مساحت کشور فراوانی بالاتر از میانگین مکانی را تجربه کردند. روند افزایشی معنی‌دار در ۸۹.۱۲ درصد کشور مشاهده شد، در حالی‌که تنها ۱۰.۶۴ درصد روند کاهشی داشتند. طولانی‌ترین دوره خشکی متوالی (بیش از ۶۰۰ روز) در غرب سیستان و بلوچستان (دی ۱۳۹۵) ثبت شد. آزمون الکساندرسون سال ۱۹۹۸ را به‌عنوان نقطه جهش معنی‌دار شناسایی کرد؛ پس از آن، میانگین فراوانی ۸ روز و بیشینه تداوم خشکی تقریباً دو برابر افزایش یافت. آنومالی‌های فراوانی و تداوم نشان می‌دهند این تغییرات عمدتاً در مناطق مرکزی، جنوبی و شرقی رخ داده‌اند. این الگو با تغییرات گردش عمومی جنوب‌غرب آسیا همسو است. یافته‌ها هشدار می‌دهند ایران از خشکی فصلی به سمت خشکی فرین و پایدار حرکت کرده است.

امنیتی‌سازی مهاجرت اقلیمی آفریقا؛ تحلیل تأثیرات سیاسی–امنیتی بر ساختار اتحادیه اروپا در چارچوب نظریه مکتب کپنهاگ

امنیتی‌سازی مهاجرت اقلیمی آفریقا؛ تحلیل تأثیرات سیاسی–امنیتی بر ساختار اتحادیه اروپا در چارچوب نظریه مکتب کپنهاگ

صفحه 303-360

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2086670.1103

حمیدرضا چراغی، مسعود اخوان کاظمی

چکیده تغییرات اقلیمی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام بین‌الملل، پیامدهای گسترده‌ای برای محیط زیست، اقتصاد و امنیت جهانی به همراه داشته است. یکی از نتایج این پدیده، افزایش مهاجرت‌های اقلیمی در ابعاد داخلی و بین‌المللی است. قاره آفریقا به‌دلیل آسیب‌پذیری زیست‌محیطی و مواجهه با بحران‌هایی مانند خشکسالی‌های مکرر، سیلاب‌های گسترده و افزایش دما، بیش از بسیاری از مناطق جهان تحت تأثیر قرار گرفته است. این شرایط به تخریب منابع معیشتی، کاهش تولیدات کشاورزی و از بین رفتن سکونتگاه‌ها انجامیده و در نتیجه موجی از مهاجرت را به‌ویژه به‌سوی مرزهای اتحادیه اروپا ایجاد کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مهاجرت‌های ناشی از تغییرات اقلیمی در آفریقا بر ساختار سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا انجام شده است. چارچوب نظری این مطالعه بر نظریه مکتب کپنهاگ در مطالعات امنیتی استوار است که بر فرایند «امنیتی‌سازی» مسائل تأکید دارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که افزایش ورود مهاجران به مرزهای اتحادیه اروپا موجب تشدید نگرانی‌های امنیتی، گسترش شبکه‌های قاچاق انسان و بازتعریف سیاست‌ها و قوانین مهاجرتی شده است. در سطح داخلی نیز این روند به سیاسی‌شدن مسئله مهاجرت و تقویت احزاب راست‌گرا که مخالف پذیرش پناهندگان هستند، انجامیده است. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای انجام شده است.

تحلیل روند بارش حوضه قزل اوزن در سی سال اخیر

تحلیل روند بارش حوضه قزل اوزن در سی سال اخیر

صفحه 361-389

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2087816.1104

محمد سلیقه، زهرا حجازی زاده، علیرضا کربلایی، الهام لطفی

چکیده در دهه‌های اخیر، بررسی روند تغییرات بارش در مقیاس‌های محلی و حوضه‌ای اهمیت ویژه‌ای در مدیریت منابع آب و ارزیابی آسیب‌پذیری اقلیم داشته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل روند زمانی و فضایی بارش در حوضه آبریز قزل‌اوزن طی دوره ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۳ انجام شد. برای این منظور، داده‌های بارش ماهانه و سالانه ده ایستگاه منتخب گردآوری و پس از کنترل کیفیت، با استفاده از روش درون‌یابی IDW در محیط GIS به نقشه‌های پیوسته بارش تبدیل شد. به‌منظور ارزیابی روند بلندمدت، از آزمون من-کندال و برآوردگر شیب سن استفاده گردید که امکان شناسایی تغییرات معنادار و جهت روند را فراهم می‌سازد. نتایج نشان داد میانگین بلندمدت بارش سالانه حوضه حدود ۳۵۰ میلی‌متر است. بیشترین کاهش در بخش‌های جنوبی و جنوب‌شرقی حوضه مشاهده شد، در حالی که ایستگاه‌های واقع در نواحی مرتفع شمالی تغییرات ملایم‌تری را ثبت کرده‌اند. تحلیل مکانی حاکی از آن است که الگوهای کاهشی بارش با کاهش رطوبت ورودی سامانه‌های مدیترانه‌ای، افزایش فراوانی خشکسالی‌های کوتاه‌مدت و تغییرات الگوهای گردشی در فصول سرد ارتباط دارند. این یافته‌ها بیانگر افزایش فشار بر منابع آب سطحی و زیرزمینی و ضرورت برنامه‌ریزی مبتنی بر سناریوهای اقلیمی آینده است. نتایج مطالعه می‌تواند برای مدیران حوضه، برنامه‌ریزان بخش کشاورزی و سیاست‌گذاران منابع آب در جهت اتخاذ تصمیم‌های سازگار با تغییر اقلیم مفید واقع شود.

واکاوی دمای پتانسیل معادل به عنوان نمایه‌ای از گرمایش جهانی: مطالعه موردی ایستگاه همدید مریوان

واکاوی دمای پتانسیل معادل به عنوان نمایه‌ای از گرمایش جهانی: مطالعه موردی ایستگاه همدید مریوان

صفحه 390-405

https://doi.org/10.30740/cccd.2026.2089578.1108

محمد دارند، حبیب الله دبستانی

چکیده با افزایش دمای هوا و گرمایش جهانی رفتار فراسنج‌های جوی دستخوش وردایی قابل توجهی شده است. رایج است که برای شناخت نرخ گرمایش جهانی از وردایی فراسنج دما بهره گرفته می شود ولی برای شناخت دقیق‌تر آن به کارگیری نمایه‌ی دمای پتانسیل معادل بسیار جامع‌تر و گویاتر است. از آن جایی که این نمایه وردایی در محتوای رطوبتی جو و گرمای نهان ناشی از بخار آب موجود در جو را در کنار دما نمایان می سازد می تواند ابزار بهینه‌تر و مناسبتری برای واکاوی گرمایش جهانی باشد. در این راستا هدف از انجام این پژوهش شناخت وردایی دمای پتانسیل معادل به عنوان نمایه‌ای از گرمایش جهانی در ایستگاه همدید مریوان که در نزدیکی دریاچه زریبار قرار دارد، انتخاب شد. برای نیل به این هدف از داده های روزانه‌ی مقادیر فراسنجه‌های جوی ایستگاه همدید مریوان طی بازه‌ی زمانی 1/1/1993 تا 31/12/2024 بهره گرفته شد. یافته­های حاصل از این پژوهش نشان داد که به دلیل نقش بخار آب موجود در جو و مجاورت با پهنه‌ی آبی دریاچه زریبار، مقادیر دمای پتانسیل معادل در ایستگاه همدید مریوان بیش از مقادیر دمای هوا و شتاب افزایش دمای پتانسیل معادل بیش از شتاب افزایش دمای هوا است و با نرخ 3/1 درجه سلسیوس به ازای هر دهه، افزایش یافته است که بیانگر افزایش مقدار بخار آب و تبخیر و تعرق در جو است.